عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
256
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
گيريد ، كه دير است تا اين نقش نوميدى بر نقد نبهرهء شما زدند كه : « لَمْ يُرِدِ اللَّهُ أَنْ يُطَهِّرَ قُلُوبَهُمْ » . يا محمد ! به در بو جهل و بو طالب چند روى ، چند سال است تا تو در كنار ايشان ، و ايشان ترا نمىبينند : « تَراهُمْ يَنْظُرُونَ إِلَيْكَ وَ هُمْ لا يُبْصِرُونَ » . رو گرد دل سلمان پارسى برآى ، و اگر درد دين ميجويى از دل وى جوى ، كه پيش از آن كه تو قدم در عالم بعثت نهادى ، چندين سال است تا سرگردان گرد عالم در طلب تو مىگردد ، و از هر كسى نشان تو مىپرسد . هيچ ذرّه نماند از ذرههاى عالم كه از وى نشان تو نجست ، هيچ كاروان نماند كه از وى خبر تو نپرسيد ، هيچ باد نماند كه از آن باد نسيم وصال تو نبوئيد : با دل همه شب حديث تو ميگويم * بوى تو زهر باد سحر مىجويم قُلْ لا يَسْتَوِي الْخَبِيثُ وَ الطَّيِّبُ - به زبان شريعت خبيث حرام است و طيب حلال ، و به زبان حقيقت هر آن كسب كه از ياد كرد و ياد داشت حق خالى بود ، خبيث آنست ، و هر كسبى كه در ابتداء آن نام حق رود ، و در ميانه شهود حق بود ، و ختم آن بمحمّد ، و شكر كند ، طيّب آنست . عائشهء صديقه فرمود تا پيراهنى بدوزند . مگر آن كس كه مىدوخت آن ساعت غافل بود از ذكر حق . عائشه را غفلت وى معلوم گشت ، بفرمود تا آن دوخته بازشكافت ، گفت : اين خبيث است ، و خبيث ما را نشايد . و گفتهاند هر مال كه حقّ خدا از آن بيرون كنند ، و زكات آن بدهند طيّب آنست ، و هر چه حق خداى بيرون نكنند خبيث است و بر شرف هلاك . مصطفى ( ص ) گفت : « ما تلف مال فى البرّ و البحر الا بمنع الزكاة منه » ، و گفتهاند كه : خبيث آنست كه در دنيا بر سر هم نهى ، و آن را ادّخار كنى ، و دست انفاق و خير از آن فرو بندى ، و طيّب آنست كه فراپيش خوددارى ، بخير خرج كنى ، و آن جهان را ذخيرهاى سازى . « ما قدّمنا ربحنا و ما خلّفنا خسرنا » اينست ، و قد مضى ذكره .